خرید بک لینک
دیشب برگشتیم خونه....آخ چقدر خوبه این چهار دیواری.جایی که مال خودته

خوش نگذشت...خیلی بد بود.میخوام دور باشم از همه آدمای منفی.ولی مگه میشه؟میشه خواهرتو گذاشت کنار؟مادر؟

این خودش غم انگیزتر هست.کاش غریبه بودن

سوفیا دلم نمیخواد مادری باشم که تو هم از داشتنم درد بکشی.

میخوام ماااااادر باشم.مااااادر

برچسب: سفر به سرزمین وحشی ها,سفر به سرزمین عجایب,سفر به سرزمین مگو,سفر به سرزمین وحی,سفر به سرزمین دور,سفر به سرزمین رنگارنگ,سفر به سرزمین کوالا,سفر به سرزمین رمبو,سفر به سرزمین عزرائیل,سفر به سرزمین آرتور رمبو, نویسنده: پارسا مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:06

دردونه ی مامان،

این روزا خستم.جسمم نه،روحم خستست...

از دروغ و دورویی بعضی آدمها خستم.چقدر بعضی آدما قدر نشناسن..

عزیزم دوری کن از آدم های پلید،نذار غمگینت کنن

نذار روحتو خسته کنن

تو باید شاد باشی.

آرزوی من فقط شاد بودنته.

برچسب: دخترم,دخترم تولدت مبارک,دخترم دوستت دارم,دخترم روزت مبارک,دخترم تاج سرم,دخترم دلخوشی بابا همیشه,دخترم دنیای منه,دخترم فرح,دخترم به انگلیسی,دخترمشهدی, نویسنده: پارسا مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:06

قشنگم امروز واکسن شش سالگیتو زدی.قربون اشکات برم.اولش ترسیدی ولی شجاع بودی.

دیگه بزرگ شدنتو امروز حس کردم.باورم نمیشه همون دختر کوچولو که تو اتاق عمل نشونم دادن تو باشی.باورم نمیشه همون دخترکوچولو که روز اول مدرسه کلی ذوق داشت مامان یه دختر زیبا مثل تو باشه.خدایا شکرت بخاطر نعمتات.

هفته دیگه تولد ولی چون دوست داشتی با دوستات باشی تو مدرسه واست هفته پیش جشن گرفتم.خیلی بهت خوش گذشت ومن فقط همینو میخواستم.

میخوام همیشه بخندی.

برچسب: واکسن شش سالگی,واکسن شش سالگی چیست,عوارض واکسن شش سالگی,واکسن پایان شش سالگی,تب واکسن شش سالگی,واکسن های شش سالگی,جای واکسن شش سالگی,درباره واکسن شش سالگی,واکسن سه گانه شش سالگی,درمان درد واکسن شش سالگی, نویسنده: پارسا مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:06

سوفیای من،دخترک زیبا و معصوم من.امسال میری کلاس اول.چند هفته پیش ثبت نامت کردم.خیلی ذوق زده هستی.روپوش مدرستو هم گرفتم.روز اول همش تنت بود.امیدوارم واقعا مدرسه رو دوست داشته باشی.منم روز اول مدرسه ذوق زده بودم ولی خاطرات زیاد خوبی ندارم.بس که سخت میگرفتن.این روزا درگیر خرید واسه عروسی عموت هستیم.ده روز دیگه عروسیشه.اصلا علاقه ای به اومدن ندارم.چون میدونم خوش نمیگذره.ولی میدونم به تو خوش میگذره.مهم هم همینه.من فقط،میخوام شادیتو ببینم.نمیذارم هیچ کس،هیچ کس ناراحتت کنه.

برچسب: سوفیای من,نمایشنامه سوفیای من,سوفیای ریاضیدان من,نمایش سوفیای من,دانلود نمایشنامه سوفیای من, نویسنده: پارسا مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:06

سوفیای گلم امروز عید قربان هست.من و تو ،تو خونه تنهاییم.یکمی حوصلم سر رفته.خاله اینا دیروز برگشتن شیراز.خیلی دلم گرفت.با خانواده بودن با همه کم و زیادش خوبه.غریبی سخته.داری فولوت تمرین میکنی.

سوفیا بابایی دیروز بهم گفت بیا بچه دار بشیم.شوک شدم.میترسم.اخه اصلا به این زودیا بهش فکر نمیکردم.دوست داشتم دو سال دیگه بچه دوم بیاد.ولی تو وقتی شنیدی خیلی خوشحال شدی و گفتی مامان من،خواهر دوست دارم.

فردا تصمیم دارم برم دکتر.انشالله هر چی خیر هست پیش بیاد.

برچسب: عید قربان و تنهایی, نویسنده: پارسا مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 3:06

صفحه بندی